توسعهگر پروژههای ساختمانی و شهری؛ بنیانگذار و مدیر توسعه چگال
رسول دبیری؛ از ساختن ساختمان تا توسعه کیفیت زندگی
روایت رسول دبیری از بیش از دو دهه فعالیت در ساختوساز و مسیری که از اجرای پروژه به توسعهگری، مسئولیتپذیری و توجه به کیفیت زندگی در بندرعباس رسیده است.
برای من، ساختن از جایی فراتر از ساختمان شروع میشود.
بیش از دو دهه فعالیت در حوزه ساختوساز، مواجهه با پروژههای مختلف و تجربه همکاری با مالکان، سرمایهگذاران، متخصصان و سازندگان، بهتدریج نگاه من را به مفهوم ساختمان تغییر داده است.
در ابتدای مسیر، ساختن بیش از هر چیز به معنای طراحی، اجرا و به سرانجام رساندن یک پروژه بود؛ اما هرچه تجربه بیشتری به دست آوردم، پرسشهای دیگری برایم اهمیت پیدا کردند:
- چرا یک ساختمان با وجود امکانات و ظاهر مناسب، لزوماً به فضایی برای زندگی بهتر تبدیل نمیشود؟
- چرا گاهی در فرایند ساختوساز، آنچه کمتر مورد توجه قرار میگیرد، انسانی است که قرار است سالها در آن فضا زندگی کند؟
- چگونه میتوان میان منافع اقتصادی، کیفیت معماری، مسئولیت سازنده، نیازهای واقعی ساکنان و آینده شهر تعادل برقرار کرد؟
- چگونه میتوان پروژهای توسعه داد که ارزش آن به زمان ساخت و فروش محدود نباشد و در طول سالها نیز برای انسانها، سرمایهگذاران و محیط پیرامون خود ارزش ایجاد کند؟
برای من، توسعهگری از همین پرسشها آغاز شد.
توسعهگری؛ نگاهی فراتر از ساختوساز
توسعهگر یا Developer، در تعریف حرفهای خود، صرفاً مجری عملیات ساختمانی نیست. توسعهگر کسی است که یک فرصت را از مرحله شناخت و ارزیابی اولیه تا شکلگیری ایده، تحلیل اقتصادی، طراحی، تأمین مالی، ساخت، عرضه و مدیریت بهرهبرداری دنبال میکند و میکوشد میان تمام اجزای پروژه ارتباطی هدفمند برقرار کند.
اما در نگاه من، توسعهگری فقط به معنای مدیریت کاملتر یک پروژه نیست؛ به معنای پذیرفتن مسئولیت در برابر مجموعه تصمیمهایی است که آینده یک ملک را شکل میدهند.
تصمیم درباره اینکه چه چیزی ساخته شود، برای چه کسانی ساخته شود، چه نیازی را پاسخ دهد، چگونه تأمین مالی شود، چه کیفیتی داشته باشد و پس از پایان ساخت چگونه به زندگی و فعالیت مردم خدمت کند، به یکدیگر وابستهاند.
یک تصمیم اقتصادی میتواند بر کیفیت معماری اثر بگذارد. یک تصمیم معماری میتواند هزینههای نگهداری را در سالهای آینده کاهش دهد یا افزایش دهد. یک انتخاب در طراحی پلان میتواند بر حریم خصوصی، آسایش و روابط اعضای خانواده تأثیر بگذارد. و یک تصمیم درباره فضاهای مشترک میتواند فرصت ارتباط میان ساکنان را افزایش دهد یا از بین ببرد.
به همین دلیل، توسعهگری را فرایندی یکپارچه میدانم؛ فرایندی که در آن زمین، سرمایه، طراحی، ساخت، مدیریت و زندگی انسان، اجزای جدا از هم نیستند. نقش توسعهگر این است که این اجزا را از ابتدا در کنار یکدیگر ببیند و برای رسیدن به نتیجهای هماهنگ تلاش کند.
انسان؛ نقطه آغاز تصمیمهای توسعه
یکی از مهمترین تغییراتی که در نگاه من به ساختوساز شکل گرفته، توجه به انسانی است که قرار است در نتیجه این فرایند زندگی کند.
ساختمان را میتوان با مترمربع، تعداد طبقات، نوع مصالح، هزینه اجرا و ارزش روز بازار اندازهگیری کرد. این معیارها مهماند و نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد؛ اما تمام واقعیت یک ساختمان را توضیح نمیدهند.
خانه فقط محلی برای خوابیدن نیست. بخشی از تجربه روزمره انسان در آن شکل میگیرد؛ از لحظه بیدار شدن در صبح تا استراحت شبانه، از خلوت شخصی تا دورهمیهای خانوادگی و از احساس امنیت تا کیفیت ارتباط با دیگران.
به همین دلیل، در طراحی یک فضای مسکونی، جزئیاتی که ممکن است در نگاه اول کوچک به نظر برسند، برای من اهمیت پیدا میکنند.
جایگاه آشپزخانه و ارتباط آن با فضای زندگی، نور طبیعی در فضاهای مورد استفاده روزانه، حفظ حریم خصوصی اتاقخوابها، کاربرد واقعی بالکن، کیفیت تهویه، آسایش حرارتی، مسیرهای حرکت و تناسب فضاهای خصوصی و عمومی، همگی میتوانند بر تجربه زندگی اثر بگذارند.
همین نگاه در مقیاس بزرگتر نیز ادامه پیدا میکند. آیا ساختمان امکان تعامل اجتماعی را فراهم میکند؟ آیا فضاهای مشترک آن واقعاً قابل استفادهاند؟ آیا محیط زندگی به افراد فرصت میدهد هم از خلوت خود لذت ببرند و هم در صورت تمایل با دیگران ارتباط برقرار کنند؟ آیا طراحی با شرایط اقلیمی و شیوه زندگی مردم آن شهر تناسب دارد؟
اینها برای من پرسشهایی فراتر از زیباییشناسی معماری هستند؛ پرسشهایی که به کیفیت زندگی مربوط میشوند.
من باور دارم معماری و ساختوساز زمانی به نتیجهای ارزشمندتر میرسند که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای فیزیکی، به آسایش، آرامش، روابط اجتماعی و تجربه روزمره انسان نیز توجه داشته باشند.
قرار نیست ساختمان بهتنهایی تمام مسائل زندگی را حل کند؛ اما میتواند زمینهای فراهم کند که زندگی در آن آسانتر، دلپذیرتر و باکیفیتتر باشد.
بندرعباس؛ توسعه متناسب با زندگی مردم
فعالیت حرفهای من در بندرعباس شکل گرفته است؛ شهری با ویژگیهای اقلیمی، فرهنگی و اجتماعی خاص که شناخت آن برای تصمیمگیری درباره ساختمان و توسعه شهری ضروری است.
در شهری با گرما و رطوبت قابل توجه، کیفیت تهویه، سایه، نور، مصالح و مصرف انرژی صرفاً موضوعاتی فنی نیستند؛ آنها بر آسایش روزانه و هزینههای زندگی تأثیر میگذارند.
در چنین شهری، طراحی مناسب بالکن، توجه به فضای نیمهباز، ایجاد سایه، انتخاب راهکارهای سازگار با اقلیم و توجه به امکان استفاده واقعی از فضاها میتوانند تفاوت معناداری ایجاد کنند.
از سوی دیگر، توسعه شهری فقط به ساخت ساختمانهای جدید محدود نمیشود. کیفیت فضاهای عمومی، ارتباط ساختمان با خیابان، دسترسیپذیری، امکان تعامل اجتماعی و تناسب محیط با شیوه زندگی مردم نیز اهمیت دارند.
من معتقدم نمیتوان نسخهای یکسان برای تمام شهرها و همه شیوههای زندگی تجویز کرد. توسعه مطلوب باید از شناخت زمینه شروع شود؛ از شناخت زمین، اقلیم، اقتصاد، فرهنگ، نیازهای ساکنان و ظرفیتهای محیط.
به همین دلیل، نگاه من به توسعه در بندرعباس، صرفاً تکرار الگوهای ساختمانی رایج در شهرهای دیگر نیست. مسئله این است که چگونه میتوان با شناخت دقیقتر شرایط محلی، ساختمانها و محیطهایی طراحی و توسعه داد که برای زندگی در این شهر مناسبتر باشند.
برای من، آینده بهتر بندرعباس فقط به تعداد ساختمانهایی که ساخته میشوند وابسته نیست؛ به کیفیت تصمیمهایی نیز وابسته است که امروز درباره این ساختمانها و فضاهای شهری میگیریم.
اقتصاد پروژه؛ ضرورتی برای تحقق کیفیت
نگاه انسانی به توسعه، بدون شناخت اقتصاد پروژه نمیتواند به نتیجهای پایدار برسد.
هر پروژه ساختمانی با محدودیتهای واقعی روبهرو است: ارزش زمین، هزینههای ساخت، تأمین مالی، مقررات، زمان اجرا، شرایط بازار و انتظارات مالکان و سرمایهگذاران. توسعهگر باید این محدودیتها را بشناسد و بتواند میان آنها تعادل ایجاد کند.
از نظر من، هدف تحلیل اقتصادی صرفاً کاهش هزینهها یا افزایش درآمد کوتاهمدت نیست؛ هدف این است که منابع پروژه به شکلی مدیریت شوند که امکان دستیابی به نتیجهای قابل دفاع، از نظر اقتصادی و کیفی، فراهم شود.
گاهی یک تصمیم درست در مرحله انتخاب زمین میتواند مسیر اقتصادی پروژه را تغییر دهد. گاهی اصلاح یک ایده در مرحله طراحی، از هزینههای غیرضروری در اجرا جلوگیری میکند. گاهی نیز سرمایهگذاری در بخشی از ساختمان، به دلیل کاهش هزینه نگهداری یا افزایش کارایی، در بلندمدت ارزش بیشتری ایجاد میکند.
در این مسیر، باید میان هزینه، قیمت و ارزش تفاوت قائل شد:
- هزینه، منابعی است که برای ساخت صرف میکنیم.
- قیمت، مبلغی است که در بازار برای یک ملک پرداخت میشود.
- ارزش میتواند ابعاد گستردهتری داشته باشد؛ از کیفیت استفاده و دوام ساختمان تا هزینههای بهرهبرداری، رضایت ساکنان و ظرفیت اقتصادی ملک در طول زمان.
البته این ارزشها همیشه به یک اندازه در قیمت بازار منعکس نمیشوند و هر تصمیم نیز به تحلیل و ارزیابی نیاز دارد. توسعهگر باید بتواند این ابعاد را در کنار یکدیگر ببیند، ریسکها را بشناسد و با دیدی واقعبینانه تصمیم بگیرد.
برای من، موفقیت پروژه زمانی معنا پیدا میکند که کیفیت انسانی و معماری در تقابل با منطق اقتصادی قرار نگیرند و تا حد امکان در یک مسیر مشترک قرار بگیرند.
توسعهگری با تکیه بر شفافیت و همکاری
ساخت یک پروژه حاصل تلاش یک فرد نیست. مالکان، سرمایهگذاران، طراحان، مهندسان، پیمانکاران، تأمینکنندگان و نیروهای اجرایی، هرکدام بخشی از نتیجه نهایی را شکل میدهند. به همین دلیل، کیفیت همکاری میان افراد، به اندازه کیفیت طراحی و اجرا اهمیت دارد.
من به مدلی از همکاری علاقهمندم که در آن افراد صرفاً مجری یک وظیفه محدود نباشند و جایگاه، مسئولیت و سهم خود را در مسیر تحقق پروژه بهروشنی بشناسند.
در رویکرد توسعهای چگال، به دنبال ایجاد ارتباطی شفافتر میان اجزای پروژه هستیم؛ از تحلیل اولیه و تصمیمگیریهای مالی تا گزارش هزینهها، پیشرفت کار و مسئولیتهای اجرایی.
وقتی اطلاعات روشنتر باشد، امکان تصمیمگیری بهتر افزایش پیدا میکند. وقتی مسئولیتها مشخص باشند، اختلافها قابل مدیریتتر میشوند. و وقتی منافع و تعهدات طرفین بهدرستی تعریف شوند، زمینه همکاری پایدارتر فراهم میشود.
البته شفافیت بهتنهایی تضمینکننده موفقیت نیست؛ باید با قراردادهای دقیق، مستندسازی، پیگیری منظم و پاسخگویی همراه باشد.
من توسعهگری را فرصتی برای ایجاد همین نظم و هماهنگی میدانم؛ مدلی که در آن اعتماد صرفاً بر پایه رابطه شخصی شکل نمیگیرد و از طریق عملکرد روشن، اطلاعات قابل پیگیری و تعهدات مشخص تقویت میشود.
چگال؛ بستری برای تبدیل این نگاه به عمل
چگال برای من صرفاً نام مجموعهای فعال در ساختوساز نیست؛ بستری برای توسعه و تجربهکردن رویکردی است که در آن تصمیمهای اقتصادی، طراحی معماری، کیفیت اجرا و نیازهای انسانی در کنار یکدیگر دیده میشوند.
در این مسیر، تلاش کردهایم نگاه پروژهمحور را به نگاهی جامعتر تبدیل کنیم؛ نگاهی که از بررسی فرصت و شناخت زمین آغاز میشود، در تحلیل اقتصادی و طراحی ادامه پیدا میکند، در فرایند ساخت با مدیریت و کنترل کیفیت همراه است و در نهایت، به نحوه استفاده و بهرهبرداری از ساختمان نیز توجه دارد.
توجه به پروژههای مسکونی با رویکرد هتلینگ، طراحی فضاهای مشترک و بررسی ظرفیتهای بهرهبرداری و مدیریت ساختمان، بخشی از همین جستوجو بوده است.
برای من، هتلینگ صرفاً افزودن چند امکان رفاهی به ساختمان نیست. موضوع مهمتر این است که آیا میتوان از طریق طراحی مناسب، مدیریت منسجم و خدمات درست، تجربه سکونت را بهبود داد و در عین حال، مدل اقتصادی قابل اتکاتری برای بهرهبرداری ایجاد کرد؟
همین پرسش، زمینهای برای بررسی شیوههای متفاوت استفاده از فضاهای خصوصی و مشترک، مدیریت خدمات و افزایش کارایی ساختمان فراهم میکند.
این رویکرد به معنای آن نیست که یک الگو برای همه پروژهها مناسب است. هر زمین، هر گروه مخاطب و هر مدل سرمایهگذاری، تحلیل مخصوص خود را میطلبد. وظیفه توسعهگر، یافتن راهحل مناسب برای همان موقعیت است.
چگال برای من فضایی است برای حرکت در همین مسیر؛ مسیری که در آن تجربه اجرایی، شناخت اقتصادی، نگاه معماری و توجه به انسان باید به یکدیگر متصل شوند.
از توسعه ساختمان تا توسعه آگاهی
در کنار فعالیت حرفهای در پروژههای ساختمانی، بهتدریج موضوع دیگری نیز برایم اهمیت بیشتری پیدا کرده است: آگاهی عمومی درباره ساختمان و شهر.
بسیاری از تصمیمهایی که بر کیفیت محیط زندگی ما تأثیر میگذارند، پیش از آنکه در قالب یک ساختمان یا فضای شهری ظاهر شوند، در ذهن افراد و در فرایند انتخاب شکل میگیرند. خریدار خانه، مالک زمین، سرمایهگذار، سازنده و شهروند، هرکدام میتوانند با شناخت بیشتر، تصمیمهای دقیقتری بگیرند.
وقتی خریدار فقط به متراژ و ظاهر ملک توجه نکند و درباره نور، تهویه، کیفیت طراحی، هزینههای نگهداری و اسناد ملک نیز سؤال بپرسد، معیارهای انتخاب تغییر میکنند.
وقتی مالک زمین علاوه بر تعداد واحدها و درآمد احتمالی، به کیفیت طراحی و دوام ارزش پروژه توجه کند، فرایند تصمیمگیری میتواند متفاوت شود.
و وقتی شهروندان درباره کیفیت فضای عمومی، معماری و شرایط زندگی در محله خود آگاهی بیشتری داشته باشند، امکان شکلگیری مطالبهگری آگاهانه نیز افزایش مییابد.
به همین دلیل، باور دارم توسعه شهر فقط در کارگاههای ساختمانی اتفاق نمیافتد؛ بخشی از آن در سطح آگاهی و گفتوگوی جامعه شکل میگیرد.
رسانهای که درباره ساختمان، معماری، شهر و کیفیت زندگی صحبت میکند، میتواند بخشی از این فرایند باشد؛ رسانهای که به جای ارائه اطلاعات پراکنده و صرفاً تخصصی، تلاش کند مسائل را ساده، دقیق و کاربردی توضیح دهد و به مردم کمک کند پرسشهای بهتری مطرح کنند.
هدف نهایی، صرفاً بیشتر دانستن نیست؛ هدف آن است که آگاهی به انتخاب بهتر و مطالبهگری مؤثرتر منجر شود.
من این نگاه را امتداد طبیعی توسعهگری میدانم؛ زیرا اگر قرار است محیط زندگی باکیفیتتری بسازیم، باید هم در ساختن دقیقتر عمل کنیم و هم در شناختن و انتخابکردن.
نگاه من به آینده
من به آیندهای فکر میکنم که در آن موفقیت یک پروژه ساختمانی، تنها با تعداد واحدها، سرعت اجرا یا قیمت فروش تعریف نشود؛ آیندهای که در آن کیفیت طراحی، آسایش ساکنان، هزینههای بهرهبرداری، شفافیت اقتصادی، دوام ساختمان و ارتباط آن با محیط پیرامون نیز در ارزیابی موفقیت نقش داشته باشند.
این آینده با یک تصمیم بزرگ و ناگهانی ساخته نمیشود. به مجموعهای از تصمیمهای درست، همکاریهای حرفهای، یادگیری مستمر و اصلاح روشهای رایج نیاز دارد.
من هم خودم را در ابتدای یک مسیر یادگیری و توسعه میدانم؛ مسیری که در آن تجربههای گذشته ارزشمندند، اما برای پاسخگویی به نیازهای آینده کافی نیستند. باید آموخت، آزمود، مستند کرد و در صورت نیاز، روشها را تغییر داد.
برای من، توسعهگر بودن بیش از آنکه یک عنوان شغلی باشد، نوعی مسئولیتپذیری در برابر تمام ابعاد پروژه است؛ مسئولیتی که از شناخت فرصت آغاز میشود و به تلاش برای ایجاد ارزش پایدار ادامه پیدا میکند. ارزشی برای سرمایهگذار، مالک، ساکن، همکاران پروژه و شهری که ساختمان در آن قرار گرفته است.
من رسول دبیری هستم؛ فعال حوزه ساختوساز و توسعه پروژههای ساختمانی در بندرعباس. مسیری که دنبال میکنم، حرکت از ساختن ساختمان به سمت توسعه فضاهایی است که بتوانند به زندگی انسان کیفیت بیشتری ببخشند.
برای من، ساختمان نقطه پایان نیست؛ نقطه شروع زندگیای است که در آن جریان پیدا میکند.
توسعهگری، تلاشی است برای اینکه این شروع، آگاهانهتر، مسئولانهتر و ارزشمندتر باشد.
فهرست مطالب